۳۵ مطلب توسط «𝑨𝒌𝒆 𝑴𝒊» ثبت شده است

روز هفتم: یکشنبه 17 مرداد 1400

خوب:

*امروز حالم بهتر بود:)

*دو تا انیمه دان کردم*-*

*با یکی از همکلاسی های مدرسم حرف زدم و واقعاا به این نتیجه رسیدم که اون خیلی بیشتر از یه همکلاسیه. اون یه دوست خوبه:)

*تصمیم گرفتم از فردا کمتر با گوشی و لپ تاپ کار کنم به دلیلی که پایین تر گفتم

 

بد:

*چشمام باز میسوزن:/

*واقعا حوصلم نمیکشه باکانو رو ببینم.. احتمالا ندیده حذفش کنم:/
*اون دوستم برام یه چیزی تعریف کرد که فقط موندم اونی که میگه چطور میتونه انقدر دورو و دروغ گو باشه... 
*تقریبا یادم رفت باید پست بزارم:"
*موقعی که داشتم اینو مینوشتم بابام نتو خاموش کرد=-=هعی..

 پ.ن: میتسوبا خیلی کیوتهT-T...

  • 𝑨𝒌𝒆 𝑴𝒊
  • يكشنبه ۱۷ مرداد ۰۰

روز ششم: شنبه 16 مرداد 1400

خوب:

*یه قالب جدید درست کردمD: البته نه برای خودم

*بالاخره تونستم فونتو عوض کنممم*---*

*کلاس زبانو پیچوندم:>

*چند تا از آهنگای Ava Max رو گوش دادمD:

*همه اون قسمت های ناروتو که چیز خاصی نداشتنو حذف کردمممDD:

*نشستم دوباره Spirited Away رو دیدم. بار اولی که دیدمش هنوز نمیدونستم انیمه چیه و با دوبله فارسی دیدمش در نتیجه هیچی ازش نفهمیدم"-" ولی خب الان فکر میکنم تونستم به خوبی ارتباط بگیرم باهاش :] (و چیهیرو با من هم تایپه!D: هی هی هی هییی)

بد:

*همچنان وضع جسمیم داغونه:/ ولی خب بهتر از دیروزم خداروشکر

*با امروز میشه روز سومی که دیگه حوصله ی رسیدگی به پوستو ندارم:"/ هعیی...

*میخوام نتو آتیش بزنم.......

*به شدت نیاز دارم یه روز رو کاملا گریه کنم جوری که دیگه نتونم حرف بزنم. مثل اون شب پاییزی~ خوشحالم که الان به این نتیجه رسیدم که جفتشون هیچوقت دوستای خوبی نبودن... ولی خب میدونید؟ درد داره. خیلیم زیاد.

*نشستم همه ی کامنتای وب بیان الی سنپایو خوندم... حال عجیبی داشت. یه چیز تو مایه های گریه و خنده همزمان. البته خب نتونستم گریه کنم~ ولی یه بغض بدجور تو گلوم گیر کرده. موندم اگه کاری که کردم خودآزاری نبود پس چی بود؟:/

یه سری از کامنتا رو وااقعا دلم میخواست بزارم:")  (برای دیدن با کیفیت اصلی کلیک کنید روشون:))

ولی میهن به فنا رفت:")...

+این اسمم:") میخواستم اسمم تو بیانم همین باشه ولی هی قاطی پاتی میشد پس بیخیال شدم:/

:")))

اینو کااملا یادمه گه وقتی صبح زود پاشده بودم خوندمش..

و وایولتی که همیشه با کامنتاش باعث میشه از خنده جر بخوری:")❤️

 

پ.ن:دلم خیلی برا آیانا تنگ شده...خیلی.. خیلی زیاد...

پ.ن2: میاین صحبت کنیم؟ واقعا یه چت درون وبلاگ لازم دارم..

  • 𝑨𝒌𝒆 𝑴𝒊
  • شنبه ۱۶ مرداد ۰۰

روز پنجم: جمعه 15 مرداد 1400

خوب:
*صبح تا ظهر حس خوبی داشتم

*چند تا ویدیو از مامامو دیدم
*یکم کتاب خوندم
*بارون اومد:)

*چند تا عکس از آسمون گرفتم
*فردا فصل سوم mo dao zu shi میاد.. دارم از هیجان میمیرم 🥲


بد:
*حال جسمیم اصلااا خوب نیست
*بابابزرگمم حالش واقعا خوب نیست و هممون خیلی نگرانشیم..

*امروز به بیان سر نزدم و این پستو هم با بدبختی نوشتم. وقتی حالم بهتر شد سر میزنم به وباتون:")

*فردا کلاس زبان دارم....

*دلم میخواد اون مترجمایی که گین رو جین و آنجلا رو آنگلا ترجمه میکنن رو بکشم... 

  • 𝑨𝒌𝒆 𝑴𝒊
  • جمعه ۱۵ مرداد ۰۰

روز چهارم: پنجشنبه 14 مرداد 1400

خوب:
*بازم حواسم به قرصا بود
*اومدیم خونه مامان جونم
*اون قسمتای ناروتو که چیز خاصی نداشتن رو حذف کردم
*با ایزانامی حرف زدم و کلی خندیدیم:)
*رفتیم بیرون.. هوا یه جور شرجی خاص اما خنک و عالی بود. یه اتفاقی هم وقتی بیرون بودیم افتاد که به شدت خرذوقم بابتش*-* درمورد این یه پست جدا خواهم گذاشت*-*...


بد:
*خب امروز.. یه اتفاق خییلی بد افتاد و واقعا داغونم کرد (ولی خب وقتی رفتیم بیرون شرایط عوض شد یه جورایی و الان خوب خوبم:))

*چشمام خشک بودن و واقعا با هر پلک زدن کلی اذیت شدم

*کلی با داییم درمورد اینکه شین دختر نیست حرف زدم:/ داییم میگفت رژلب زده گوشوارم داره پس دختره دیگه(البته فکر کنم بیشتر داشت اذیت میکرد تا بخندیم تا واقعا نظرش این باشه)
 

نمیدونم بگم خوب یا بد؟:

*دلم میخواد آهنگ وبو عوض کنم ولی دلم میخواد تا ابد همین بمونه>--< بدجور تو دوراهی موندم

*الان تو یه حال عجیبیم و چیز دیگه ای یادم نمیاد که بنویسم'-'

  • 𝑨𝒌𝒆 𝑴𝒊
  • پنجشنبه ۱۴ مرداد ۰۰

روز سوم: چهارشنبه 13 مرداد

خوب:

*حواسم به قرصا بود^^

*امروز کمتر سردرد داشتم^^

*با ایزانامی و پری صحبت کردم و کلی خندیدم:)

*بازم چند قسمت از باکانو رو دیدم

*مراقبت از پوست همچنان هم ادامه داردددد(از فردا دیگه اینو نمینویسم:-:)

*ادیت جدید ایزانامی رو دیدم عغلفبخیقفحلغالگغبک*----------*

 

بد:

*صبح با آلارم گوشی بیدار شدم و لرزش گوشی رسما باعث میشه دلم بخواد بمیرم=-=

*کلاس زبان داشتم و با اینکه میشه گفت اماده بودم وقتی میخواست صدا بزنه برا درس داشتم از استرس میمردم:"/

*مامانم داشت جارو میکرد و داداشم کرم میریخت پس در نتیجه مامان داد میزد و دقیقا همون موقع تیچر میگفت این سوالو جواب بده:> خیلیم عالی

*نت امروز خیییلی ضعیف بود و واقعا خیلی اعصابم خورد شد سر سرعتش

*میخواستم یه پست بزارم اما نشد. ایشالا برای یه موقع دیگه

*میخوام مودمو آتیش بزنم

*یکم سردرگم بودم

*میخواستم رو تلویزیون ناروتو ببینم ولی نشد:/

*یه چیز دیگه هم بود ولی یادم نیست چی بود--

*دلم برای هندزفریم و نصفه شب آهنگ گوش دادن تنگ شده:")

  • 𝑨𝒌𝒆 𝑴𝒊
  • چهارشنبه ۱۳ مرداد ۰۰
با سلام خدمت بازدید کننده گرامی
صاحب این وبلاگ ترجیح میدهد در غارش محو شود و در صحبت کردن چندان ماهر نیست؛ اما تصمیم گرفت که گاهی اوقات نوشته ها و روزمرگی هایش را به اشتراک بگذارد.
𝐵𝑖𝑟𝑡ℎ𝑑𝑎𝑦: 𝟿𝟿/𝟿/𝟸𝟹
𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫𝐬